تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام به کلاس دومی ها خوش آمدید کلاس دومی ها - مناسبت ها (ولادت ها شهادت ها و...)

کلاس دومی ها

سمایی بود هر که ساعی بود











عید قربان از کی به وجود آمده ؟

روزی حضرت ابراهیم (ع ) در خانه اش خوابیده بود . یک دفعه خواب عجیبی دید و فوراً از خواب برخاست . در خواب فرشته ای را دید که به او گفت :« تو باید فرزندت ، اسماعیل را در راه خدا قربانی کنی ! »

آن شب ابراهیم درباره ی این خواب ، بسیار فکر کرد .او می دانست که خواب پیامبران راست است و باید هر چه را به او فرمان داده اند در راه خدا انجام دهد . امّا ابراهیم ، فرزندش اسماعیل را بسیار دوست می داشت . شب دوم هم وقتی خوابید دوباره همان فرشته آمد و گفت : « باید فرزندت را در راه خدا قربانی کنی !»

ابراهیم به فرزندش  نگاهی انداخت . احساس کرد بیش از همیشه او را دوست دارد . پیش خود گفت : « چگونه می توانم او را قربانی کنم ؟ شب سوم نیز همان خواب را دید . روز سوم تصمیم گرفت که به دستور خداوند ، فرزندش را قربانی کند . برای همین به اسماعیل کفت : « فرزندم من در خواب دیده ام که باید تو را قربانی کنم نظر تو در این باره چیست ؟

اسماعیل با احترام پاسخ داد : « پدر ، آنچه را خداوند به تو فرمان داده است انجام بده . انشاالله من صبر راپیشه ی خود می سازم .

ابراهیم از سخنان اسماعیل و ایمان او به خداوند ، بسیار خشنود شد و تصمیم خود را گرفت . کارد تیزی برداشت . چشمان اسماعیل را بست تا چشمش در چشمان فرزندش نیفتد و بهتر بتواند فرمان خداوند را انجام دهد .

کارد را بر گلوی اسماعیل گذاشت . با تعجّب دید که کارد ، گلوی اسماعیل را نمی برد او فهمید که خداوند نمی خواهد اسماعیل قربانی شود و تنها می خواسته او را آزمایش کند . خداوند به ابراهیم گفت : « تو از این آزمایش سربلند بیرون آمدی » ناگهان ابراهیم گوسفند بزرگی را در کنار خود دید . در آن موقع صدایی به گوشش رسید : ای ابراهیم به جای فرزندت اسماعیل ، این گوسفند را قربانی کن .

ابراهیم فرمان خدا را انجام داد . از آن روز تا به حال ، همه ی کسانی که به زیارت خانه ی خدا می روند ، در روز دهم ذی الحجه به پیروی از حضرت ابراهیم ( ع ) گوسفندی را قربانی می کنند . بدین ترتیب عید قربان از زمان حضرت ابراهیم ( ع ) شروع شد ...


فرزندم این عید برشما و خانواده ی عزیزت مبارک



من کنت مولا فهذا علی مولا

عید غدیر ، عید ولایت ، عید مولا علی

بر شما مبارک

آخرین باری بود که پیامبر ( ص ) به سفر حج رفته بودند و حال در بازگشت از سفر حج در نزدیکی گودالی که به نام غدیر خم معروف بود ، توقف کردند . مردم زیر سایبان درخت های تنومند غدیر خم همراه پیامبر نماز خواندند . سپس پیامبر روی منبری که مردم درست کرده بودند رفتند تا هم صدای ایشان را بشنوند و هم ایشان را ببینند . سپس پیامبر با صدای بلند حضرت علی را به سوی خود خواندند و دست حضرت علی( ع ) را بلند کردند و فرمودند : ای مردم ! هر کس من مولای اویم علی مولای اوست . همه ی مردم با خوش حالی با حضرت علی( ع ) بیعت کردند و تاریخ اسلام روزی که حضرت محمد ( ص ) حضرت علی را در کنار غدیر خم به جانشینی برگزیدند را روز عید غدیر خم می نامند .

این عید بر شما وخانواده ی عزیز مبارک باد .



                  
 

        
 
                                    
    
         
 
 
 
 
Birthday Glitter Graphics and Scraps for Orkut, Myspace, Facebook, Hi5, Tagged
 
 
بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com
 
   
مجله اینترنتی دانستنی ها ، ،